نماز از منظر آیت الله بهجت (ره)![]() * نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است...[1] نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همه مراتب خضوع و خشوع.
* نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد.
* این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز، آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند.
و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.
* یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم!
* اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اعراض از لغو محقق می شود، کار تمام است. * همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است.
* همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست؛ برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین!
* در کلمات امیر المؤمنین (ع) آمده است: « وَاعْلَمْ اَنَّ کُلَّ شَی ءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ؛ بدان که تمام اعمالت، تابع نمازت می باشد»
از حدیث «تَنَعَمُّوا بِعِبادَتی فِی الدُّنْیا فَاِنَّکُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِها فِی الاْخِرَةِ؛ در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید شد.» بر می آید که عبادات، قابلیت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاق بالای سر ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم.
* وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ بازمی گردد، اوّلین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: « اللَّهُمَّ اَنْتَ السَّلامُ، وَمِنْکَ السَّلامُ، وَاِلَیْکَ یَرْجِعُ، وَیَعُودُ السَّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنْکَ السَّلامُ؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو بازمی گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی»
* چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن !... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همه بزرگها را کنار بگذارید؛ چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛
ولی ما چه می دانیم کهاینها یعنی چه! در روایت است که « لَوْ عَلِمَ المُصَلّی ما یَغْشاهُ مِنْ جَلال اللَّه لَمَا انْفَتَلَ عَنْ صَلاتِهِ؛ اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی بر نمی گرداند»
* ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزله کعبه است و نمازگزار در کعبه و حرم اَمن الهی داخل شده و بناگذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.
[1] مبلغان > فروردین و اردیبهشت 1388 - شماره 114> پرسش ازمحضر بزرگان (این شماره آیت الله بهجت) منبع : پایگاه حوزه نت
+ نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390ساعت 21:20  توسط گمنام
|
برخى از فرقه هاى اسلامى معتقدند كه اطاعت از حكام واجب است و به
هیچوجه نمى توان با آنان از در مخالفت درآمد و یا بر ضدشان قیام
كرد. دیگر فرق نمى كند كه ماهیت حاكم چه باشد، حتى اگر مرتكب
بزرگترین گناهان شود و یا هتك مقدسات كند. معناى این عقیده آن است
كه حاكم هر چند بی گناهان را كه از اولاد رسول خدا هم باشند بكشد،
باز اطاعتش واجب و تمرّد از وى حرام است. این مساله جزء معتقدات
برخى از فرقه هاى اسلامى است مانند: اهل حدیث، عامه اهل سنت، چه
پیش و چه بعد از امام اشعرى كه خود او نیز به همین مطلب عقیده مند
بود.
█
نظرات مختلف در مورد شهادت امام
█
بازتاب قتل امام علیه السّلام در زمان مامون
█
پیشگویى امام علیه السّلام و اجدادش
+ نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390ساعت 22:0  توسط گمنام
|
جهاد امام حسن (علیه السّلام ) جهاد او جالبترین و در عین حال، دردناكترین نوع جهاد و دارای وسیعترین میدانها و طولانیترین رنجها بود.در راه خدا جهاد كرد ولی نه فقط در یك جبهه بلكه در جبهه های بسیار: در جبهه مبارزه با دشمن چه به صورت لشكركشی و چه به صورت مقابله با فتنه انگیزیها و شیطنتهای او؛ در جبهه مبارزه با اصحاب و سپاهیان خودش بدین صورت كه با روشهای گوناگون در صدد اصلاح آنان برآمد و چه رنجی در این راه برد و بلاخره هم توفیق نیافت، در جبهه مبارزه با نفس، بدینصورت كه عواطف خویشتن را كنترل نمود و طغیان تمایلات خود را مهار كرد و سلطه نفس را سركوب ساخت... و در رهبران بشری كسی را نمیشناسیم كه توانسته باشد بر تمایلات و احساسات و اعصاب خود چندان تسلط یابد كه ایشان در موارد مختلف این سرگذشت، تسلط یافته است. در جبهه مبارزه با شیعیان مخلص خود بدینصورت كه پرسشهای عتاب آمیز و جرات آلود آنان را درباره علت صلح، با خونسردی تحمل كرد و با روشی كه نمایشگر فرشته خویی او و نشان دهنده روح یك امام معصوم بود با آنان روبرو شد یعنی خشم خود را فرو خورد و شكیبایی ورزید و با طبعی آرام و لهجه ای شیرین و دلپذیر و گذشتی فراوان آنان را پذیرفت.عتاب هر یك را به روشنترین و صحیحترین وضع پاسخ میگفت و هدفهای خود را برای او تشریح میكرد و لحن خصمانه عتاب او را از بین می برد و مخاطب او ناگهان خود را با حجتی قوی و هدفی بزرگ و رایی اصیل مواجه مییافت و از مشاهده موقعیت امام خود، به یاد موقعیت پیامبران می افتاد و سخن او را همچون وحی و الهام آسمانی می پذیرفت... و مگر چنین نبود؟او كه از قدرت و حكومت گذشته بود، در این راه مبارزه میكرد كه اسلام را باقی بدارد و زندگی مسلمانان را قرین رفاه و آسودگی سازد و مومنان را از قتل برهاند. در حقیقت او در حكم كسی بود كه در راه خدا از حق زندگی صرفنظر میكند و در بهای نعیم آن جهان، جان خود را تقدیم میدارد.
█
صبر امام حسن (علیه السّلام )
█
فداكاری امام حسن (علیه السّلام ) مترجم: آیت الله العظمی سید علی خامنه ای
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 دی1390ساعت 20:3  توسط گمنام
|
صحبتهای پیامبر با حضرت زهرا (س)
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 دی1390ساعت 20:1  توسط گمنام
|
امام رضا نوکر می خواهد![]() امام رضا (علیه السلام) همه جا هست. آن حضرت زائر زیاد دارد؛ نوکر ندارد. من می روم نوکری امام رضا کنم.
بسم الله الرحمن الرحیم برخی از علمای ربانی در کنار تهذیب نفس و خودسازی با بندگی خدا، نوکری اهل بیت علیهم السلام را با تبلیغ معارف مکتب ایشان را همّ و غم خود قرار دادند.
آیت الله العظمی بهجت می فرماید: «زیاد بوده اند از میان علما كسانى كه زیر بار مرجعیت و ریاست نرفتند، و شاید بعضى از آن ها خود را از دیگران اعلم مى دانستند!» (1)
یکی از این عالمان الهی، آیت اللّه «حاج شیخ غلامرضا یزدی فقیه خراسانی» است که با عمل به وظیفه، در تحصیل رضا و قرب الهی گوی سبقت را از دیگران ربوده بود.
عارف کبیر آیةالله سید جمال گلپایگانی(ره) درباره ایشان فرموده بودند: «ما بیست نفر بودیم که برخی به درجه اجتهاد و مرجعیت نایل شدیم، ولی هیچکدام مثل حاج شیخ غلامرضا نشدیم» (2)
![]() |